شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت

شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت

دوباره گریه ی بی طاقتم بهانه گرفت

شکیب درد خموشانه ام دوباره شکست

دوباره خرمن خاکسترم زبانه گرفت

نشاط زمزمه زاری شد و به شعر نشست

صدای خنده فغان گشت و در ترانه گرفت
دیدگاه ها (۱)

دعا کن که فراموشی بگیرم همون بهتر که دستامون جدا شهشاید قسمت...

آن که یک عمر به شوق تو در این کوچه نشستحال وقتی به لب پنجره ...

شکسته ساقی جام شرابمبه درد عاشقی چاره ندارمپر کن ساقی این جا...

ادامه پارت ۱خط قطع شد.ات گوشی را خالی کرد. دوباره زنگ زد. خا...

امن ترین خطرپارت ۲۰«آتش دوباره» صدای انفجار تمام ساختمان را ...

نورِ بی‌رمقِ خورشید از لای پرده‌های نیمه‌بازِ اتاقِ هوسوک به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط