چشمم فتاد بر تو و آبم ز سر گذشت

چشمم فتاد بر تو و آبم ز سر گذشت
و اندیشه‌ام نبود که طوفان من شوی

چون شمع پیش روی تو میرم ز سوز دل
هر صبحدم که مهر درفشان من شوی

#خواجوی_کرمانی
دیدگاه ها (۳)

خبرت هست که در آرزوی روی توام وز غم و فرقت تو تافته چون موی ...

😳 😔 😧

رفتی ز دیده داغت به دل ماست هنوز هر کجا می‌نگرم روی تو پیداس...

#شعر_قدیمی 🤍کفر سر زلف تو ایمان ماستدرد غم عشق تو درمان ماست...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط