حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداش
حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت...!
دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت ...!
حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد ...!
زخم داشت و ننالید ...!
گریه کرد ؛ اما اشک نریخت ...!
حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله و ساربان بی شترست ..!
حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا همۀ
صداها را بشنود ... !
دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت ...!
حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد ...!
زخم داشت و ننالید ...!
گریه کرد ؛ اما اشک نریخت ...!
حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله و ساربان بی شترست ..!
حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا همۀ
صداها را بشنود ... !
- ۲.۴k
- ۱۱ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط