حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداش

حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت...!
دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت ...!

حکایت کسی است که زجر کشید ، اما ضجه نزد ...!

زخم داشت و ننالید ...!

گریه کرد ؛ اما اشک نریخت ...!

حکایت من ؛ حکایت چوپان بی گله و ساربان بی شترست ..!

حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا همۀ

صداها را بشنود ... !
دیدگاه ها (۱)

dark life = 20

📖 پیام‌های ساعت سه صبحپارت سوم: «حقیقت»اِما وقتی به بیمارستا...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون 𝗣𝗔𝗥𝗧 : 143✦..................

چند پارتی جونگ کوک

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۴: گفت‌وگوی مردانه یا میدان جنگ؟همه هنوز ...

آخرین شکار پارت سه

#ShadowsoRegretتک پارتی در خواستی از تهیونگ و آتتهیونگ:کردی ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 155♡⁠。⁠)⁩ توان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط