p

[p9]
(فراتر از یک زن²)
/ویو نویسنده/
ران سریع رفت و به کوکو خبر داد و کوکو اسم ها رو سرچ کرد انگار اون دو نفر خواهر و برادر بودن ولی شباهت زیادی هم به ا/ت داشتن با کمی تحقیق تونستن بفهمن که با چه کسایی طرفن
کوکونوی: وای نه!... نه نه نه نگو قراره با این دو نفر روانی مبارزه کنیم!...قطعا تعداد کشته های این دو نفر رو هم دو برابر افرادی میشه که بونتن کشته!!
پاه چین: وای نه....فکر نکنم جلشون دووم بیاریم
تاکئومی: ولی ما مایکی رو داریم و کلی سبک مبارزه های قوی دووم میاریم!
ران: خوب...میریم سر وقتشون
ریندو: به مایکی خبر دادم مایکی گفت اماده شید که بریم بالا سرشون
سانزو: ا/ت....به نظر استرس داری
ا/ت: حس میکنم خواهر و برادرم زندن
*همه به ا/ت نگاه میکنن*
مایکی: یعنی احتمال داره اونا خواهر برادرت باشن...
ا/ت: اره...ممکنه...ولی یچیزی عیجب بود رنگ چشماشون سبز نیست...تا کایی که یادمه تاکویو یه چشمش بی رنگ بود اون یکی سیاه جویین هم چشماش کامل سیاه بود...
ران: پس یچیزی داره کنترلشون میکنه
مایکی: فعلا میریم ببینیم چی میشه
سانزو: هوف منم استرس گرفتم ا/ت اهههه
ران: یعنی این ملکه ی استرس وارد کردنه
ا/ت: عهههه فقط بیاید بریم میخوام سریع این غزیه رو تموم کنم

همه میرن به سمت اون مکان از در ورودی که هیج خبری نبود رفتن داخل اروم اروم دوربین ها رو هک و بعد ازشون عبور کردن رسیدن به یه سالن بزرگ که دو نفر دقیقا با همون مشخصات ایستاده بودن و انگار منتظر بودن که بونتن بیاد سر وقتشون اول حرکت نمیکردن ولی بعد چشماشون سبز درخشید و شروع کردن به حمله تاکویو شروع کرد به تیر اندازی و جویین هم با قدرت مشت و لگدش حمله کرد جویین با مایکی رو به رو شد و تن به تن داشتن مبارزه میکردن بخواطر بی احتیاط هایتانی ها و کاکوچو و فرز بودن تاکویو تیر خوردن و بد مجروح شدن تاکویو شلیک رو تمام کرد و کاتانا کشید بیرون و با سانزو حمله کرد ا/ت جلوی تاکویو رو گرفت از سانزو دورش کرد اما تاکویو دوباره حمله کرد و ا/ت رو کنار زد و مستقیماً رفت سراغ سانزو
جویین هم تقریبا مایکی رو ناکار کرده بود مایکی عقب کشید و همه یه تنه داشتن شکست میخوردن حالا ا/ت مونده بود و جویین و تاکویو قبل از شکست خودن بغیه هیچکدوم سراغ ا/ت نرفتن انگار قرار بود ا/ت اخرین کسی باشه که باهاشون مبارزه میکنه شروع کردن به مبارزه ا/ت نمیتونست حملات رو پیش بینی کنه جلو کل اعضای بونتن به بدترین شکل ضربه میخورد و اخرین ضربه ای که به سرش خورد اونو بیهوش روی زمین انداخت که ناگهان....
دیدگاه ها (۹)

من این اسپ انیمه رو میخوامممم

[10](فراتز از یک زن³)که ناگهان سانزو حمله ای کرد و جویین و ت...

اسلاید دوم سوم اتاق ا/ت هست> [P8](فراتر از یک زن)☆بعد از ای...

[P7](عمارت بونتن³)ا/ت: خوب اولین بار که حمله کردن من تو نستم...

اگه با هم دعوا کنید و از خونه بزنید بیرون

ادامه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط