عشق دردناک²
عشق دردناک²
p¹⁰
"ویو ا.ت"
از خواب با نور آفتاب بلند شدم
برگشتم که جونگکوک رو دیدم که صورتمون ۱ میلی متر فاصله داشت
+بیدار شدی بیبی؟(خوابالو)
_...
+هعی زبونتو موش خورده(خنده)
_...
بی توجه بهش پاشدم و توی حموم رفتم
رفتم زیر دوش
روی بدنم رو دیدم همه جای بدنم جای دندوناش بود(اوووووو📿)
از درد دلم زیر دوش شروع کردم به گریه کردن که دیدم دو تا دست از پشت کمرم دورم حلقه شد
+گریه میکنی؟
_ن...نه(سرد)
از شونم گرفت و رومو برگردوند
+انقدر ازم بدت میاد؟
_(گریه کردن)
+من که بهت گفتم خیلی دوست دارم خواهشا تو هم منو دوست داشته باش
(توجه کنید کوک هم اومده توی حموم بدون لباس که با ا.ت حموم کنه)
_...(گریه)
+توروخدا برای یه بارم شده باهام صحبت کن
_...(گریه)
+هعیی ایراد نداره
دو تا دستاش رو روی صورتم قاب کرد و جلو آورد و لباش رو گذاشت روی لبم
مک آروم میزد و حس آرامش رو منتقل میکرد
بعد از ۵ مین ولم کرد و هم منو هم خودش رو شست و اومدیم بیرون
لباسم رو پوشیدم و رفتم توی پذیرایی و نشستم رو مبل و زانوم رو بغل کردم
کوک با مسکن اومد پیشم
+بیا مسکن(لبخند)
p¹⁰
"ویو ا.ت"
از خواب با نور آفتاب بلند شدم
برگشتم که جونگکوک رو دیدم که صورتمون ۱ میلی متر فاصله داشت
+بیدار شدی بیبی؟(خوابالو)
_...
+هعی زبونتو موش خورده(خنده)
_...
بی توجه بهش پاشدم و توی حموم رفتم
رفتم زیر دوش
روی بدنم رو دیدم همه جای بدنم جای دندوناش بود(اوووووو📿)
از درد دلم زیر دوش شروع کردم به گریه کردن که دیدم دو تا دست از پشت کمرم دورم حلقه شد
+گریه میکنی؟
_ن...نه(سرد)
از شونم گرفت و رومو برگردوند
+انقدر ازم بدت میاد؟
_(گریه کردن)
+من که بهت گفتم خیلی دوست دارم خواهشا تو هم منو دوست داشته باش
(توجه کنید کوک هم اومده توی حموم بدون لباس که با ا.ت حموم کنه)
_...(گریه)
+توروخدا برای یه بارم شده باهام صحبت کن
_...(گریه)
+هعیی ایراد نداره
دو تا دستاش رو روی صورتم قاب کرد و جلو آورد و لباش رو گذاشت روی لبم
مک آروم میزد و حس آرامش رو منتقل میکرد
بعد از ۵ مین ولم کرد و هم منو هم خودش رو شست و اومدیم بیرون
لباسم رو پوشیدم و رفتم توی پذیرایی و نشستم رو مبل و زانوم رو بغل کردم
کوک با مسکن اومد پیشم
+بیا مسکن(لبخند)
- ۱.۸k
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط