آنکه چشمان تورااوج غزل خیزی نوشت

آنکه چشمان تورااوج غزل خیزی نوشت
فصل فصل قلب من رازردپاییزی نوشت

خواستم تاقهرمان کشورچشمت شوم
ازکلاغان ومترسک های جالیزی نوشت


اخم کردی بعدازآن نقاش خلقت آمدو
برطبیعت هرکجایاسای چنگیزی نوشت


مولوی دیوان به دیوان ازنگاهت شعرگفت
برسرش دیوان شعرشمس تبریزی نوشت

قرص چشمت رانخوردم دکترنامهربان
شکل چشمانت برایم قرص پرهیزی نوشت


خسته ام ازبی توبودن هاخودت دیگربگو
می شودباحس غمگین حال بدچیزی نوشت؟؟؟
دیدگاه ها (۰)

آنکه چشمان تورااوج غزل خیزی نوشت فصل فصل قلب من رازردپاییزی ...

آنکه چشمان تورااوج غزل خیزی نوشت فصل فصل قلب من رازردپاییزی ...

وقتی عین صگ مریض شدی و همش سوپ میخوری داری کراشت_ نه نه اوسی...

خودمم نه فیک سلامممممممم مامی تون اومدهههههههههههلیلیلیلیییی...

منتشر شده از کنسرت بوگوتا کلمبیا

😭

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط