عشقیهویی

عشق‌یهویی⁴⁴
ات ـ هوففف چشممممم
ات‌ویو
رفتم بابا اینارو صدا کردم
ات ـ همه‌گی بیاین غذا حاضره
همه ـ باشه
*ویوبعدغذا*
ات ـ مرسی مامانی، من میرم اتاقم
م/ات ـ باشه
م/تهیونگ ـ ماعم دیگه رفع زحمت میکنیم
م/ات ـ زحمت چیه امشبو بمونین دیگهه
م/یونگی ـ منکه میخام بمونم!
ب/یونگی ـ منم همینطور!
ب/تهیونگ ـ پس بمونیم زن؟
م/تهیونگ ـ باشه
ات ـ گو..چیزه خو من دیگه میرم، شبخوش
همه ـ شب بخیرر
تهیونگ‌ویو
عرر امشب میمونیم پیش ات!!
ولی حیف نمیشه پیشش بخابم(ن میخای حاملش کن😔👍)
تهیونگ ـ خاله من کجا میخابم؟
م/ات ـ پیش ننت!
تهیونگ ـ خیل ممنون! مامانم کجا میخابه؟
م/ات ـ پیش بابات!
تهیونگ ـ بابام کجا میخابه؟
م/ات ـ نمیدونم یجارو پیدا کنین بخابین(😂)
ــــــ
حیمایت؟
دیدگاه ها (۰)

عشق‌یهویی⁴⁵⁶ماه‌بعدادمین‌ویوتو این ⁶ماه، دختر قصه‌ی ما، دوبا...

عشق‌یهویی⁴⁶*آخر*تهیونگ‌ویوامروز ات ی موزیک ویدیو داره، بعدِ ...

عشق‌یهویی⁴³ات ـ مزاحمِ وقت عزیزم نشو..بایچانیول ـ برو..بایات...

عشق‌یهویی⁴²*ویو شب*هوفففف چ روز دشواری بوددددددر خونه رو با ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁵ ات مشکوک: کوک بهت یاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط