بچه ها ی توضیح بدم من گفته بودم تو پارت قبلی که از روی می

بچه ها ی توضیح بدم من گفته بودم تو پارت قبلی که از روی میز صبحانه بلند شدن بعد آخرش نوشتم فردا صبح خب بگم که کوک انقدر هیجان زده ی عروسکش بود که تا خود ظهر بیخیال بدن عروسکش نشد😂 بعد از اونم ات انقدر خسته بود که تا خود فردا صبح خوابید و کوک هم تا شب به عروسکش نگاه میکرد و بعد گرفت پیش عروسکش تا صبح خوابید

اونا قبل از اینکه بیان خونه جنگلی من گفته بودم که فرداش قراره برن به دنیای خون اشام ها و قرار بود بعد از صبحانه برن اما این شاهزاده ی ما بدن ات و که دید کلا همه چی رو فراموش کرد

بادیگارد هم اومده بود که به شاهزاده خبر بده که آماده ی رفتنن اما خب تا به اتاق شاهزاده رسید با صدا هایی که شنید بیخیال شد( خودتون فکر کنم بدونید چه صدا هایی😂) چون میدونست اگه برا تو شاهزاده حسابشو میرسه برای همین دیگه رفتنشون عقب افتاد

فکر کردید گذاشتم اره😂
دیدگاه ها (۱۳)

کسی که خانوادم شد p۱۵( ات ویو )+ نه....لطفا.....بزار....برم÷...

لباس خواب ات منم می خوامممم

اوففففففففف

اون مال منه

part59 عشق پنهان《ویو ات شب》جونگ کوک خواب بود بعد از اینکه آق...

تو متعلق به منی پارت ۳۳ویو اتسوار ماشینی شدیم که از طرف شرکت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط