باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه امد ان روز بارانی گ

باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه امد ان روز بارانی گفت که امد روز عید گفت هر لحضه تنها مانده در این شب رویایی گفت شاید دل عید شده اسیر،باز بهار امد در این خانه ی تنهای ما، ما همه گفتیم عید امد بوی بهار امد (ببخشید کمی گیج شدید منظورم این بود که عیدتان مبارک )(wink)
(لعیا لطیفی)
دیدگاه ها (۲)

$-The Fairy's - Monster's wrong love-$👒Part 1👒پری دخت باز هم...

پارت ۲۶صبحآن صبح هوا بیرون روشن و صاف بود، ولی توی خانه یک ت...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

چند پارتی✨همه‌چیز از یک شب بارانی شروع شد.ات، از صبح منتظر ب...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط