در آغوش تو میمرم،در آغوش سپید پر بهار تو، در آغوشی که مات

در آغوش تو میمرم،در آغوش سپید پر بهار تو، در آغوشی که ماتمها از او دورند .در آغوشی که چشمهایت ،‌ چشمه نورند .
دیدگاه ها (۲)

آن روز که کار وصل را ساز آید وین مرغ از این قفس بپرواز آید ...

جان و تنم ای دوست فدای تن و جانتمویی نفروشم به همه ملک جهانت...

یک بوسه ز لبهای تو در خواب گرفتمگویی که گل از چشمه مهتاب گرف...

می‌خواستم تو را در آغوش‌ بگیرم ، مثل یک قوی سپید و پر هایش ک...

طبیعت

@nouyan

پروانه بهار دخترِ ملک الشعراء بهار: هیچ وقت پهلوی هارو نمی‌ب...

تو را باید خواند با لذت ، مثل یک کتابِ شعر قدیمی از کتابخانه...

در دلم جایی جایی برای هیچ کس غیر "تو" نیست گاه دنیا فقط با ی...

خنده‌ های تو کودکی‌ام را به من می‌بخشد .و آغوش تو آرامشی بهش...

آدم‌ ها همیشه با کلمات درمان نمیشوند...گاهی یک آغوش میتواند ...

عکس یادگاری از مراتع سرخس

شاخه ها خشک شدو باد وزیدن سر کردباغ مان روسری زرد و سیاه در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط