هر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگر

هر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگر
که من از دست تو فردا بروم جای دگر

بامدادان که برون می‌نهم از منزل پای
حسن عهدم نگذارد که نهم پای دگر

هر کسی را سر چیزی و تمنای کسیست
ما به غیر از تو نداریم تمنای دگر...

سعدی
دیدگاه ها (۱)

گاهی گذشت کن، گاهی گذر…بزرگترین هدیه گذشت، برای خود توست،و آ...

دانشمند کیست؟!

با دلت حسرت هم صحبتی‌ام هست ولیسنگ را با چه زبانی به سخن وا ...

امیرالمؤمنین علیه السلام:صبر در برابر دردِ اندوه ها، موجب دس...

#شعر_قدیمی 🤍خداوندی چنین بخشنده داریمکه با چندین گنه امیدوار...

به نام خدا بخش ۳۸ پادشاهی بهرام گور شاهنامه

Part 15

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط