حرف های ناگفته ی من، حرف های نشنیده ی تو ...

حرف های ناگفته ی من، حرف های نشنیده ی تو ...

با هم سکوت کردیم سکوتی حاکی از آرمش

به هم لبخند زدیم

و من با خودم فکر کردم که هنوز هم میشه دوستت داشت

اما نه !

. . .

وقت رفتنه. توی نگاه هر دوی ما آرامش موج میزنه

تو خواب ازت تشکر کردم " ممنونم "

امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم

هنوز هم خوابم رو حس میکردم.

برعکس روزهای قبل آروم بودم و خوشحال

لبخند زدم و زیر لب گفتم :

" ممنونم از تو،

پایان خوبی رو که همیشه انتظارش رو می کشیدم

به من دادی "

خداحافظ بهترین خاطره ی من
دیدگاه ها (۱۲)

خدایــــــــــــا ایـن روزهــا حرفهـــایم بوی نـاشـــکری می...

خونه ی مادر بزرگه الان آپارتمانه خونه ی مادر بزرگه استخر و ل...

خدایا حواست به گریه های زیر پتویم هست؟؟ یا تو هم فکر میکنی...

عادت به مسواک زدن ، دندانها را سپید میکند و تکرار هر شب خا...

یغما نشابوری

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۶۸گفت: نادیا نفهمه.. باشه باش...

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط