سحر شد و دم رفتن مولا همه ی عالم و آدم شده یک دست ...

سحر شد و دم رفتن مولا همه ی عالم و آدم شده یک دست که ای مرد

نرو این بار به مسجد نرو این بار



و تو ای چاه...



بشنو بغض دلم را

و تو ای چاه...
دیدگاه ها (۱)

نمی خواهم برنجانم دلت را بی سبب اما چگونه مرگ یک مادر چهل ...

*قاصدک های دلم ره گم کرده اند! *ایمان دارم که خدا نگاهم میک...

این روزها روزهای فراق است... فراق...!!! با نوشتنش قلمم بغض...

مهرو

ای دل! برای آن که نگیری چه می‌کنی؟با روزگار دوری و دیری چه م...

اهو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط