4مارس2016 پایه تخت فرانسه یکی از مخفیگاه های کارس واتر سا
4مارس2016 پایه تخت فرانسه یکی از مخفیگاه های کارس واتر ساعت1:12دقیه شب
واچ :چی کار کردی مامور اسمیت
او شخصی که اسمیت ختاب شد:ماموریت به خوبی پیش رفت همونی شد که میخواستم (ماکس اش را از روی صورتش ورداشت)دیگه به هویت اروس احتیاجی نداریم
واچ : خوبه
اسمیت:قربان اگه با من کاری ندارید من برم
واچ :صبر کن میخواستم بهت جزییات ماموریت جدیدت را بدم
اسمیت: ماموریت (تعجب سرد)
واچ :اره مأموریت جدیدت جزییاتش را برات داخل پروند نوشتم
برو بخونید این مأموریت تو باید از پشت کار مراقب وضعیت باشی ولی ممکنه که سوژه بخواهد که نقشه اش را اجرا کند پس مراقب باش باید. خودت بری و جلوش را بگیری
اسمیت :چشم
واچ : میتونی بری بچه جون
اسمیت پروند را گرفت روش را آن طرف کرد گفت: به من نگو بچه پیری(سرد و جدی)
واچ با لحن ملایم اتری از قبل:باشه باشه. بورو
«اسمیت رفت»
کارن:هی واچ تو چرا ماموریت به این مهمی را دادی به این بچه ۱۷ساله واقعا که فکر نکنم از پسش بر بیاد
واچ :هه نگران نباش تازه این نقشه درسته سخت ولی برای اون. بچه خیلی راحت نگران نباش
کارن: من نگران این نیستم که ماموریت با شکست مواجه شه این مأموریت کم طول بکشه ۲۰ساله یعنی این بچه نصف عمرش میره تاز چطوری میخواد بیقه ماموریت ها را بره
واچ :اون بچه میتونه نگران نباش نیخواد منو گول بزنی که مثلاً نگران ماموریت نیستی درضم در کنار این مأموریت باز هم بهش مأموریت میدم
کارن :باشه. بابا پیری من رفتم
واچ : باشه خداحافظ.........وایسا ببینم به من میگی پیری
کارن برمیگرده:اره مگه بجز تو پیری دیگه ای هم هست
واچ :خیلی بعدی من فقط ۲۶سالمه آن قدر هم پیر نیستمممممم.... صبر کن ببینم کجا میری هااااا
کارن رفته بود
خاب خاب بچه ها این رمان را همزمان با رمانی که برای خانواده و جاسوس هست میزان توضیح های رمان هم داخل ۱ یا ۲تا پست بعدی میزارم امید وارم که از پارت یک اش خوشتون آمد باشه.
واچ :چی کار کردی مامور اسمیت
او شخصی که اسمیت ختاب شد:ماموریت به خوبی پیش رفت همونی شد که میخواستم (ماکس اش را از روی صورتش ورداشت)دیگه به هویت اروس احتیاجی نداریم
واچ : خوبه
اسمیت:قربان اگه با من کاری ندارید من برم
واچ :صبر کن میخواستم بهت جزییات ماموریت جدیدت را بدم
اسمیت: ماموریت (تعجب سرد)
واچ :اره مأموریت جدیدت جزییاتش را برات داخل پروند نوشتم
برو بخونید این مأموریت تو باید از پشت کار مراقب وضعیت باشی ولی ممکنه که سوژه بخواهد که نقشه اش را اجرا کند پس مراقب باش باید. خودت بری و جلوش را بگیری
اسمیت :چشم
واچ : میتونی بری بچه جون
اسمیت پروند را گرفت روش را آن طرف کرد گفت: به من نگو بچه پیری(سرد و جدی)
واچ با لحن ملایم اتری از قبل:باشه باشه. بورو
«اسمیت رفت»
کارن:هی واچ تو چرا ماموریت به این مهمی را دادی به این بچه ۱۷ساله واقعا که فکر نکنم از پسش بر بیاد
واچ :هه نگران نباش تازه این نقشه درسته سخت ولی برای اون. بچه خیلی راحت نگران نباش
کارن: من نگران این نیستم که ماموریت با شکست مواجه شه این مأموریت کم طول بکشه ۲۰ساله یعنی این بچه نصف عمرش میره تاز چطوری میخواد بیقه ماموریت ها را بره
واچ :اون بچه میتونه نگران نباش نیخواد منو گول بزنی که مثلاً نگران ماموریت نیستی درضم در کنار این مأموریت باز هم بهش مأموریت میدم
کارن :باشه. بابا پیری من رفتم
واچ : باشه خداحافظ.........وایسا ببینم به من میگی پیری
کارن برمیگرده:اره مگه بجز تو پیری دیگه ای هم هست
واچ :خیلی بعدی من فقط ۲۶سالمه آن قدر هم پیر نیستمممممم.... صبر کن ببینم کجا میری هااااا
کارن رفته بود
خاب خاب بچه ها این رمان را همزمان با رمانی که برای خانواده و جاسوس هست میزان توضیح های رمان هم داخل ۱ یا ۲تا پست بعدی میزارم امید وارم که از پارت یک اش خوشتون آمد باشه.
- ۱۷۲
- ۱۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط