هر روزی که از عمرِ آدمی‌زادِ مفلوک سپری می‌شه؛ یک‌ گام بل

هر روزی که از عمرِ آدمی‌زادِ مفلوک سپری می‌شه؛ یک‌ گام بلند رو به انتهاست!
بالاخره یک‌روز همه‌چیز تموم می‌شه..
دردها آروم‌ می‌گیرن، دغدغه‌ها به صفر می‌رسه، روی رویاهای محقق شده و نشده یه خطِ بطلان کشیده می‌شه و بعد قصه‌ی آدمی که توی این دنیا یه تقدیرِ منحصر به خودش داشته؛ برای همیشه به پایان می‌رسه..
دیگه از اون همه دویدن و تقلا؛ صرفا یک جنازه می‌مونه که اگر خوش‌شانس بوده باشه روی دستِ مردم با احترام حمل می‌کشه!
روزِ تشیعِ باباجون وقتی توی حیاطِ مسجد پیکر رو گذاشتن روی زمین که نمازِ میت بخونن؛ رهگذر‌ها یکی درمیون با دیدنِ جمعیت بهت‌زده می‌شدن و پررنگ‌ترین سوالشون این بود : "دارن شهیدِ مدافعِ حرم تشیع می‌کنن؟!"..
اون‌روزا واژه‌ی شهادت انقد ساده نبود که بخواهیم برای بچه‌ی سه روزه هم ازش استفاده کنیم و برای نائل شدنِ بهش؛ کسی که مجنونِ رفتن بود باید تا سوریه سفر می‌کرد.
چی می‌شه که یه آدم؛ شهید نیست، آیت‌الله نیست، یک مقام سیاسی نیست و حتی منسوب به هیچ‌کدوم از عناوینی که نام برده شد نیست اما مردم برای این‌که پیکرش رو روی دوششون حمل کنن و شهادت بدن که آدم خوبی بوده؛ سیل راه می‌اندازن؟
بهش زیاد فکر می‌کنم، باباجون اخلاق خوب زیاد داشته، هرکاری ازش برمیومده برای بقیه انجام میداده، معتقد بوده باید به همه بی‌توقع سر زد، جزئیاتِ یادت برای محبت کردن یادش می مونده و خیلی چیزای دیگه ..اما یک‌چیز بیش از بقیه من و تحت تأثیر قرار میده!
پدربزرگِ مخالفِ نظامِ غیرِ سیاسیِ من؛ معتقد بوده همه‌ی آخوندها بٓدن اما آقای خامنه‌ای با همشون فرق می‌کنه..
شاید همه‌ی اینارو نوشتم که بگم
خیلی‌هامون معتقد بودیم دوست داشتنِ اون آدم در زمانِ حیاتش عاقبتمون رو بخیر می‌کنه..
و حالا حسابِ شهید از همه‌چیز جداست!
مطمئنم حبِ سیدعلیِ خامنه‌ای دلیلِ قطعیِ شفاعتِ همه‌ی ماست..

#کاف_علیزاده
#سید_علی_خامنه‌ای
دیدگاه ها (۰)

چشمتون روشن؛بابا سیامکِ مهربون❤️پ.ن :چون‌که اینجا یادآورِ رو...

همیشه دلم می‌خواست وقتی می‌شینم کنارت حرفای دلم و بریزم بیرو...

اگر اون 450 کیلو 60 درصد تو مرز های این مملکت نگه داشته و رق...

این اقاهه که می گه شروط رهبری که وحی مُنزَل نیست و همینطور ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط