بـا تـو ای آرام جـانم می شود تنهـا شوم؟

بـا تـو ای آرام جـانم می شود تنهـا شوم؟
راهـیِ یک عشق زیبـا و پـُر از رؤیـا شوم؟
من بگیرم دست هایت را بـه دستِ باورم
فارغ از غم های این دنیـای پُر سودا شوم
همچو پروانـه بچرخم گِردِ روی چون گُلت
مونست هرلحظه و هرجای این دنیا شوم
باغِ چشمانت همیشه پُربهارو پُر گُل است
در میـانِ بازوانـت، مست و بی پروا شوم
با بهـانـه، بی بهانـه هی شوم دلتنگِ تـو
تـوی چشمانِ نجیبت یک مـهِ زیبـا شوم‌
دیدگاه ها (۴)

تاآخرزندگیت هیچ کسی مثل من عاشقت نمیشه تو پیر میشی.......ولی...

عاشقانه باجانانم

بـا تـو ای آرام جـانم می شود تنهـا شوم؟ راهـیِ یک عشق زیبـا ...

ای داد گر!

یا علی علیه السلام

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

< گله از یار دل آزار >ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر ا...

مبینا باقری شاعر تبریزی

در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی توامچشم من چشمه ی زاین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط