درک کردن من...

درک کردن من...
ســـــــخت است ...
سخت است درک کردن من که...
غـــم هایــم را خودم میــدانم و دلم ...
که همه تنـــــها لبــخـــندهایم را میبینند ؛
و حســــــرت میـــــخورند بـــخاطر شاد بودنـــم ...
بخاطر خنده هایــــــــم ...
و هیــــــچکس ...
جز خودم نمیـــداند چقدر تنهایــــــــم ...
که چقدر میــــــترسم ...
از باخــــــــــتن .....
از یــــــخ زدن احساس و قلبــــم ...
و از زندگـــــــــــــــــــــی...
که چقدر میترسم از فرو ریختن دیوار آرزویی که با تمام احساسم ساختمش...
که چقدر میترسم از سنگ شدن و بی حس شدن قلبی که عاشق است...
که میترسم روزی برسد که قید احساسم را بزنم... آن وقت نقاب خنده ام را برای همیشه برمی دارم...
دیدگاه ها (۱)

دوست داشتنتــــوزیبا ترین آهنگیستڪه در حافظه ےقـلــبمســـیو ...

نمے شوددوستت نداشتلجم هم ڪـہ بگیرد از دستتنهایتش این است ڪـہ...

ﻫﻤﯿﺸﻪﭘﺮ ﺍﺯ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ می مانمﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻫﯿﭽﮑﺲﻗﺪﺭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﻢ ﺭﺍ نداند...

پیشانے ام سجده گـاه لب هایتچشمانــــم میعـادگاه قدم هایتدستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط