[ادامه پارت اول]
[ادامه پارت اول]
-هی.. حالت خوبه؟
ا/ت اروم سرش رو از روی زانو هاش برمیداره و به پسر بچه نگاه میکنه
تو هم یکی از اونایی؟ اومدی مسخرم کنی؟
-چی..؟ البته که نه! ولی.. مطمئنی حالت خوبه؟
پسر بچه آروم کنار ا/ت نشست، و همینجوری ور ور حرف میزد، ا/ت هم گوش میداد و گاهی هم حرف میزد یا نظر میداد،
ا/ت الان مکالمه شون یا چهره پسر بچه رو درست یادش نیست، اما تنها چیزی که یادشه اینه که اون پسر بچه خیلی روی اینکه میخواد قهرمان بشه تکذیب میکرد، و شیفته قهرمان شماره یک بود، همانجا این عروسک مخملی رو به ا/ت داده. ««فلش بک به همون شب که نه، صبحش»»
ا/ت در خوابی عمیق بود که ناگهان پدرش با ضربه در رو باز کرد و ا/ت از خواب پرید
هوی دختره ی بی مصرف
_______________
حیح، چطوره؟ پارت دو رو هم بنویسم ننویسم؟ ادامش بدم یا ندم؟
-هی.. حالت خوبه؟
ا/ت اروم سرش رو از روی زانو هاش برمیداره و به پسر بچه نگاه میکنه
تو هم یکی از اونایی؟ اومدی مسخرم کنی؟
-چی..؟ البته که نه! ولی.. مطمئنی حالت خوبه؟
پسر بچه آروم کنار ا/ت نشست، و همینجوری ور ور حرف میزد، ا/ت هم گوش میداد و گاهی هم حرف میزد یا نظر میداد،
ا/ت الان مکالمه شون یا چهره پسر بچه رو درست یادش نیست، اما تنها چیزی که یادشه اینه که اون پسر بچه خیلی روی اینکه میخواد قهرمان بشه تکذیب میکرد، و شیفته قهرمان شماره یک بود، همانجا این عروسک مخملی رو به ا/ت داده. ««فلش بک به همون شب که نه، صبحش»»
ا/ت در خوابی عمیق بود که ناگهان پدرش با ضربه در رو باز کرد و ا/ت از خواب پرید
هوی دختره ی بی مصرف
_______________
حیح، چطوره؟ پارت دو رو هم بنویسم ننویسم؟ ادامش بدم یا ندم؟
- ۴.۱k
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط