دوست دارم درشبی با خلوتت خلوت کنم

دوست دارم درشبی با خلوتت خلوت کنم
دستهایت را بگیرم چشم در چشمم شوی
با تمام اشتیاق از حرف دل صحبت کنم
دوست دارم شانه برموهای پرپشتم زنی
تا شبت را با حضورم غرق در لذت کنم
دوست دارم مرهم حس پریشانم شوی
تا که برآرامش دل بستنت عادت کنم
با همه دلبستگی هایم بگویم حاضرم
خانه ی مهر دلم را با دلت قسمت کنم
دوست دارم با نوازشهایت عاشق ترشوم
تا ببینی بی تو می میرم اگرهمت کنم

دیدگاه ها (۱۲)

دوباره شعر گفته‌ام، بخوان که سرد می‌شودبرس به داد قلب من، که...

ناگهان رفته از این پنجره! ناگاه بیاهمه شب منتظرم، منتظرت ماه...

تو که رفتی به خدا از همه وحشت کردمآن همه خاطره را طعمه ی حسر...

تو که اندازه ی دنیای خودم تنهایی بخدا مثل غزل روی لبم می آیی...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط