از آن هنگام که 

از آن هنگام که 
پا به پایت شدم، دیگر مرا پای رفتن نبود 
تقصیر من نبود 
خیال که مرز نمیشناسد ...همیشه دور میزند ممنوعه ها را 
بی خبر می آید ... عبور میکند از سیم های خاردار 
و درست در کوچه دلت جا خوش می کند 
هوایی می کند تو را
دیدگاه ها (۶)

بگیر دست مرا تا تب تو را بسرایمتو را تپنده تر از نبض واژه ها...

چیـــــــــــــــزی در تــــــــــو مرا به دلدادگی می ...

ای صمیمی !ای دوست !گاه وبی گاه،لب پنجره خاطره ام می آیی...دی...

اگر کسی احساست را نفهمید مهم نیست،سرت را بالا بگیر و لبخند ب...

‌♨️ ️‌خاتمی تاکید کرد:🔹 این بار امضای ترامپ تضمین است!این تف...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

جنوب برای ما فقط یک نقطه روی نقشه نیست؛بوی خاک داغ بعد از غر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط