پا به پایت تا ته این جاده می آیم نتـــــــــرس

پا به پایت تا ته این جاده می آیم نتـــــــــرس
این منم عاشقترین دلــــــداده می آیم نترس
در مسیـــرِ عشق از آیینه هم صـــــادق ترم
ساده بودم ساده هستم ساده می‌آیم نترس
خم به ابــــرویت نیـاور ذره ای ، دق می کنم
عــــــاشقت با خون تعهد داده ، می آیم نترس
عقل میگوید نـــــــرو اما نمی فهمد که عشق
در دلِ وامانده ام افتاده می آیــــــــم نترس...!
در دلِ آتش بــــــــرو ، در آسمان پــرواز کن...
پا به پایت تا ته این جــــــــــاده می آیم ، نترس
دیدگاه ها (۷)

چه کنم با دل خود؛با تـــــــو بمانم یا نه..؟با صدای غزلم از ...

کلبه ام پنجـره ای باز بـه دریـا داردخوب من! منظره ی خوب،تماش...

زندگی را مزه کردم ذرهّ‌ای شیرین نبودبُرد با فرهادِ عاشق پیشه...

هفت دریا را برایت غرق خون آورده امآسمان را پیش پایت سرنگون آ...

«کجا باید رفت؟ وقتی خودِ “مقصد” رفته است…این دل که تنگ شده، ...

پارت بیست و ششم (زخم‌هام هنوز بیدارن) ویو نویسنده اتاق خیل...

جونگکوک مثل یک شکار محبوس با قدم‌های تند و عصبی طول و عرض ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط