مادری ناراحت کنار پسرش نشسته بود،

مادری ناراحت کنار پسرش نشسته بود،
پسر به مادرش گفت:
تو دومین زن زیبایی هستی که تو عمرم دیدم
مادر پرسید:
پس اولی کیست؟
پسر جواب داد : مادرم، وقتی لبخند
میزند
دیدگاه ها (۱)

کودک که بودم وقتی زمین میخوردم مادرم مرا می بوسیدتمام دردهای...

مادرم شاعر نیست در عوض نصف غزل های جهان را ،گفته است شعر را ...

گاهی دلم هیچ چیز نمیخواهدجز گپ ریز ریز با مادرمهی من حرف بزن...

بنام مادر" پابه پای غم من پیر شد و حـرف نـزد...!!! داغ دید ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط