#برادر‌ناتنی‌‌من

#برادر‌ناتنی‌‌من
#Part_33
·
·
·
ا/ت : " کاترین اتاق خاله‌بزرگ کجاست؟؟! "

کاترین : " طبقهٔ بالا ، آخرین اتاق ، سمت چپ . "

ا/ت : " ممنون کاترین . "

به ملاقات خاله‌بزرگ رفتیم و کمی درد و دل کردیم...

بعد رفتیم اتاق من..

اولین‌بار بود که من و سوک‌هون باهم توی یه اتاق تنها می‌خوابیدیم ؛

بهش گفتم بیرون اتاق منتظر بمونه تا برم حموم..

سوک‌هون بیرون رفت و منم رفتم حموم..
و در اومدم و رفتم بیرون تا سوک‌هون لباس‌هاش رو عوض کنه..

بعد رفتم توی اتاق و سوک‌هون رو دیدم که روی تخت دراز کشیده بود .

من هم داشتم روتین بعد حمومم رو انجام می‌دادم..

خواستم موهامو خشک کنم که سوک‌هون گفت : " بزار من این کارو انجام بدم . "

حوله رو برداشت و می‌خواست موهامو خشک کنه که یه دفعه..در اتاق با شتاب و محکم باز شد و قامت جونگ‌کوک از پشت در نمایان شد...

کوک : " سلام پرنسس.. بعد 10 سال یادی هم از ما کردی! "

ا/ت : " سلام جونگ‌کوک " [ با لبخند  مصنوعی ]

کوک : " شنیدم نامزد کردی پس اون سوک‌هون بود . سلام رفیق پس این‌همه مدت نبودی چون رفته بودی مخ پرنسسمو بزنی.! "

سوک‌هون : " اولاً سلام دوماً تو به چه حقی به ا/ت گفتی پرنسسم هاااا " [ آخرش رو با داد گفت . ]

کوک : " اوه جوجهٔ ما شجاع شده سر من داد می‌کشه.! خخ.. "

ا/ت در گوش سوک‌هون گفت : " سوک ‌هون لطفاً سر به سر جونگ‌کوک نزار..اون آدم خطرناکیه! "

[ سوک‌هون نمیدونست کوک مافیاست . ]

کوک : " پرنسس در گوشی کار بدیه‌هاا.. چرا رو در رو بهم نمیگی‌ها "
·
·
·
دیدگاه ها (۲)

#برادر‌ناتنی‌‌من#Part_34···ا/ت : " امم جونگ‌کوک به نظرم الان...

#دوپارتینام دوپارتی : #شب‌عروسی‌ما··#Part_2···دستش پشت گردن...

#دوپارتینام دوپارتی : #شب‌عروسی‌ماژانر : عاشقانه ؛ اص‍..‍م‍...

#برادر‌ناتنی‌‌من#Part_13···ا/ت رو بیدار کردم..رفتیم داخل عما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط