ی جمله ای بود آخر دعاهای صبحگاهی میخوندیم..

ی جمله ای بود آخر دعاهای صبحگاهی میخوندیم..
میگفتیم: خدایا چنان کن سرانجام کار ، تو خشنود باشیو ما رستگار..

الان بیشتر از هر زمان این جمله ب دلم میشینه..!

ناباورانه زود گذشت..

یادش بخیر..
دیدگاه ها (۶)

یادش بخیرلذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه توی رختخواببین سا...

✨ زندگی فاصله ی آمدن و رفتن ماست. شاید آن خنده که امروز دریغ...

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﯼ ﯾﮑﯽ ﻣﺜﻞ ﻧﻮﮎ ﭘﺮﮔﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ ﭘﺎﺕ ﺛﺎﺑﺖ ﻭﺍﯾﺴﺎﺩﻩﻫﺮﻃﻮﺭ ﺑ...

این عاشقانه ها کـه به تـو گفتـمکوه به کوه می گفت بهــم می رس...

تصویر لحظه آخر زندگی، فعالیت شدید مغزی. چه معنایی دارد؟پژوهش...

رمان خوناشام پارت جدید

عشق مافیایی 🔪🩸🖤 پارت:۹ ویو لارا: از خواب بیدار شدم و رفتم سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط