را یافتم از میان غربتم...
را یافتم از میان غربتم...
اما آشناتر از هر آشنایی...
مهمان قلبم نشدی بلکه
صاحب خانه بودی...
پاکترین عشق اسمت
نهادم اما بالاتر از آنی...
چشم مستت مهر خاموشی لبانم شد
تا به قلبم زمزمه کنم آوار عشقت را...
چندی گذشت با تو بودن
هر نفس عاشقترین گشتم...به وجود
پر از احساست با وجودم دل بستم...
تو شاهی و من گدای ناز چشمانت...!!!
اما آشناتر از هر آشنایی...
مهمان قلبم نشدی بلکه
صاحب خانه بودی...
پاکترین عشق اسمت
نهادم اما بالاتر از آنی...
چشم مستت مهر خاموشی لبانم شد
تا به قلبم زمزمه کنم آوار عشقت را...
چندی گذشت با تو بودن
هر نفس عاشقترین گشتم...به وجود
پر از احساست با وجودم دل بستم...
تو شاهی و من گدای ناز چشمانت...!!!
- ۷۳۴
- ۱۳ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط