بیا به لطف ز جان به لب رسیده بپرس

بیا، به لطف ز جان به لب رسیده بپرس
که از جهان ز غمت زار زار می‌گذرد

بر آن شکسته دلی رحم کن ز روی کرم
که ناامید ز درگاه یار می‌گذرد

چه باشد ار بگذاری که بگذرم ز درت؟
که بر درت ز سگان صدهزار می‌گذرد
دیدگاه ها (۱)

این همیشه‌ها و بیشه‌ها این همه بهار و این همه بهشت این همه ب...

کن نظری که تشٖنه ام ، بهر وصال عشق تومــن نکنم نظــر به کــس...

ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگوگر نگویی با کسی با عاشق...

ای صبا خوش آمدی چون بازگردی سوی دوستحال من دزدیده اندر گوش ع...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ای باد صبا، به کوی آن یار گر بر گذری ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط