روزگاری یک تبسم ، یک نگاه ،

روزگاری یک تبسم ، یک نگاه ،

خوش‌تر از گرمای صد آغوش بود ...
دیدگاه ها (۱)

کافیستصبح کهچشمانت را باز میکنیلبخندی بزنی جانمصبح که جای خو...

برایم آمد داشتی ...هر چه خوشی بودبا #تو به سرم آمد ... !

بر زبان بود مراآنچه تو را در دل بود...

صبح را با نگه نابِ توبیدار شدن، یعنی عشق ...

امروزتان زیباالهی امروزفرشته خوش خبردر خونه‌تون رو بزنهو برا...

ای ساربان غمگین مباشخوش روزگاری می‌رسدیا عمر غم سر می‌رسدیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط