پشت دیوار همین کوچه بدارم بزنید

پشت دیوار همین کوچه بدارم بزنید
من که رفتم، بنشینید و هوارم بزنید

باد هم آگهی مرگ مرا خواهد برد
بنویسید که بد بودم و جارم بزنید

من از آیین شما سیر شدم
پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید

دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید
خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید

ای آنها که به بی برگی من می خندید
مرد باشید و... بیایید و کنارم بزنید
دیدگاه ها (۱)

اے آنکـه طبـیـب دردهاے مائےاین درد ز حد رفت چه میفرمائےوالله...

بیاباید برگردیم به اولین خیاباناین بار من می رومتو شاعر شو

آبروی مرده ها را میبرند

تف به روزگار....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط