کسی که از صدا میگفت، به لب مهر سکوتم زد

کسی که از صدا میگفت، به لب مهر سکوتم زد
مرا بالای بالا برد، ولی سنگ سقوطم زد
چه ها گفتند و نشنیدم، بدی کردند و بخشیدم
ز تیغ گریه اشکم ریخت، ولی من باز خندیدم
سکوتم حرف ها دارد، ولی چشم و دهان بستم
ببین ای خوب دیروزی، کجا بودم، کجا هستم!
دیدگاه ها (۲)

مشکلات مانند ماشین لباسشویی هستند، پیچ و تاب می‌دهند، می‌چرخ...

زندگی چیدن سیبی است که یاید چید و رفتزندگی تکرار پاییز است ک...

مـــرد نبایــد زانــو بـزنه جــلــوت حلقــه ازدواج تقدیمــت ...

آقا دیروز تو ماشین دو تا دختر همدیگه رو دیدن شروع کردن احوال...

مثل گذشته 🥀شب دردناک مثل آغوش معشوق دردناک🥀 🥀 ولی تا...

دخترک حق تو گلو ای کرد سپس همان چشم های کیوت و قرمز اش یا لپ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۰۴یه بارم اومدیم خونه اش اینج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط