گفتم از قصه ی عشقش گرهی باز کنم

گفتم از قصه ی عشقش گرهی باز کنم


به پریشانی گیسوی تو سوگند نشد..
دیدگاه ها (۲)

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

بـند زده پـایِ مرا ؛ « گـیسوی زنـجـیریِ تـو🧏🏻‍♀️ »مـی‌کشـدم ...

قوی باش، تو نقش اول قصه ی خودتی...! :))

ديدار با تو یک دژاوو بود.فكر مى كنم قرن ها پيش تو را در ماه ...

«و اینجا، قصه‌ی تو شروع شد… 🤍» #مینی_مغانلو

قوی باش،تو نقش اول قصه ی خودتی...!💪🔥

خاطراتِ تـو و دنیـای مـرا سوزاندند🌸 تا فراموش شود یادِ تو، ه...

قصه به پایان رسید... دختر، آن عشقی را باخت که دیگر در هیچ کج...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط