نگذاشت که حرف انقلابی بزنم....

نگذاشت که حرف انقلابی بزنم....
بر این دلِ خواب رفته، آبی بزنم...

لعنت به گناهی که نمیخواست فقط...
با یار، دوتا حرف حسابی بزنم..!
دیدگاه ها (۱)

بعد یک عمر اعتقادم را...وسط جانماز ول کردم...جای اینکه یاورت...

خدایا زلزله را خودمان یک کاریش می‌کنیم...دهه نودیا رو چیکارش...

گفته بودی دوستم داری و باور داشتم....وای بر من با خیالاتی که...

این دل فرسوده ام انگار میزان میشود..لحظه هایی که برایت اشک ر...

🔴 روایت یک خانم حاضر در تجمعات انقلابی این شبها: خواب آقا رو...

🔴 روایت یک خانم حاضر در تجمعات انقلابی این شبها: خواب آقا رو...

من داداش بزرگتر میخوام اذیتش کنم، خواب باشه براش لاک بزنم، و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط