خواستم از جمع های دخترانه بگم

خواستم از جمع های دخترانه بگم
همون های که اصولا صحبت از رژیم های لاغری و
مزون مانتو و سر کیسه کردن پسرهاس
یه وقت های هم پشت به پشت سیگار
و از اون جنس نگاه ها که چپ چپ به هم میکنن وقتی
یکیشون داره دوست پسر جدیدش رو توصیف میکنه
که دو دندونه از قبلی پول دارتره...
بعدش گفتم از جمع های پسرونه بگم...
اونایی که صحبت از تعداد دخترهاي زمین زده شده و ماساژ تایلندی و یه وقت هایی هم
پاس دادن داف هایی که حیفه از اکیپ خارج بشن
و خدایی نکرده دست یکی از رفقا به ضریحشون
نرسیده باشه...
دنیای عجیبیه...
پسرا فکر میکنن خیلی زرنگن و دخترا هم به مراتب
بیشتر از اونا احساس زرنگی میکنن و البته هردو راضین
از این نمایش ، بعد میان اینجا و از تنهایی
گردن کج میکنن و از زمونه ی ناهنجار مینالن
صادق هدایت راست ميگفت :
راستیه وقاحت در این ملک تا به کجا میرود؟
چه سرزمین پست گندیده ای
و عجب موجودات جهنمی بدجنس دارد...
برای که دل میسوزانیم؟
سنگ که را به سینه میزنیم؟
این راضی...
آن راضی...
ناراضی ها هم که بروند بمیرند...
تلخ است اما...
اضافی هستیم.
دیدگاه ها (۱)

مرد هم قلب دارد! فقط صدایش یواش تر از صدای قلب یک زن استمرد ...

ما برای رنج کشیدن آفریده شده ایم ولی به دنبال لذت بردن میگرد...

از خانه ای که نساخته ایمویرانه ای باقی ستکه دیواری نمانده تا...

هر ثانیه که می‌گذرد ..چیزی از تو را با خود می‌برد زمان غارتگ...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁷⁷ ..< The next day >مثل هر روز ...

پارت هفتم:داستان از دیدگاه یونگی: بعد اینکه پرونده رو به بخش...

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنهپارت ۳از زبان نویسندهاگمن ربا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط