🍃 🌺

🍃 🌺
عشق را بی معرفت معنا مکن
زر نداری مشت خود را وا مکن

گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گلها زشت یا زیبا مکن

خوب دیدن شرط انسان بودن است
عیب را در این و آن پیدا مکن

دل شود روشن ز شمع اعتراف
با کس ار بد کرده ای حاشا مکن

ای که از لرزیدن دل آگهی
هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن

زر بدست طفل دادن ابلهی ست
اشک را نذر غم دنیا مکن

پیرو خورشید یا آئینه باش
هرچه عریان دیده ای افشا مکن


مولانا.

سلام دوستان گلم شبتون بخیر
95/11/8
دیدگاه ها (۱۲)

یا رب، مکن از لطف پریشان ما راهر چند که هست جرم و عصیان ما ر...

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدشبر جفای خار هجران صبر بلبل ب...

باران کمی آهسته تر ، اینجا کسی در خانه نیستمن هستم و تنهایی ...

به گورستان گذر کردم کم و بیشبدیدم حال دولتمند و درویشنه دروی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط