تویی بهار عمر من ، تو را به کس نمیدهم

تویی بهار عمر من ، تو را به کس نمیدهم
تو ای گل شکفته ام ، به خار و خس نمیدهم

تو در میان سینه ام ، یگانه عشق وافری
تورا به جان خریده ام ، به قصه پس نمیدهم
تو عشق بیمثال من ، میان قوم حسرتی
مرا ببخش که حسرتت ، به هر نفس نمیدهم

چو خورده بال آرزو به میله های آهنین
به شهپرت قسم خورم ، که بر قفس نمیدهم
منم اسیر عشق تو ، به داد دل چو میرسی
هوای تنگ و بسته را ، به دادرس نمیدهم

تویی خدای عشق من ، به حرمتت قسم که من
هوای عاشقانه را ، پای هوس نمیدهم

ستوده ام خیال تو ، میان راز هرشبم
خیال عاشقانه را ، از این به پس نمیدهم

از این "غریب" بیوفا ، دوباره دل ربوده ایی
غرور من تویی تورا ، به پای کس نمیدهم
دیدگاه ها (۲)

در تراس خانه مان باران هیاهو میکند بوی عطرش در اتاقم باز جاد...

آیینه پرسید: که چرا دیر کرده است ؟نکند دل دیگری او را اسیر ک...

زندگی را چه علاجی که کنارم نیستیهمه را دارم و اما تو که یارم...

وقت رفتن شـــــده و بی چمدانم گل ِمنطاقتم نیست در این شهــــ...

Attar-050525

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط