#پسرکوچولویکیمتهیونگ۲
#پسرکوچولویکیمتهیونگ۲
پارت ۱۴
+ چشم مواظب خودت باش
- باشه توهم همین طور بای
+ بای
رفتم توی کلاس و سر جام نشستم
× چطوری
- افتضاح
÷ چرا
^ نگو که
- منحرف بزار حرفم رو بزنم بعد سناریو بساز
^ خب بگو
- من دیشب تولد تهیونگ نیومدم و دلیلشم این بود که خونه عمم دعوت بودم و .....(کل ماجرارو براشون تعریف کرد)
÷ آخی راستی دیروز یونگی گفت میتونه بهمون تقلب برسونه
- چییییی
× اروم یونگی گفت توی گروه معلما سوالات امتحانی دانشگاه رو میزارن که هر معلم سوالات آزمون خودش رو ببینه و یونگی هم گفت میتونه سوالات رو به ما بده
- خوبه
= سلام بچه ها امیدوارم خوب باشید خب ... جئون جونگکوک. جونگکوک غایبه
^ نه استاد اینجاست یکم حالش بده
÷ استاد دیشب اتفاق بدی براش افتاده بود
× استاد میشه بیدارش نکنید به خاطر ما
= فقط همین یه دفعه
یدا: استاد ماهم میتونیم بخوابیم سر کلاس
- استاد من خواب نیستم فقط دیگه هیچ توانی ندارم که حرف بزنم
= میخوای زنگ بزنی والدینت بیان دنبالت
- نه استاد
= درس خوندی
- کمی
= خب جواب بده .... (حالا یه سوالی پرسید )
- ....
= درسته جونگکوک
- من الان میتونم این درس و درس بعدی رو کنفرانس بدم
= مطمئنی جونگکوک
- بله
= بیا
رفتم کنفرانس دو درس رو دادم و رفتم نشستم
= بچه ها زنگ دیگه از همه میپرسم
داد: استاد یه سوال شما مجردین
= خیر من همسر دارم
- معلومه قصدش جدیه ( در گوش جیمین )
= جونگکوک بیا دفترم کارت دارم
- چشم
دنبال یونگی هیونگ راه افتادم که رسیدیم به دفترش
- هیونگ اتفاقی افتاده
= من میخوام تورو برای پرسش انتخاب کنم میدونی که جلسه برای ما گذاشتن و تو از بچه ها پرسش میکنی و اگه هم تونستی درس بده و سوالات رو به بچه ها بده
- چشم
= اینا رو هم بگیر سوالات فرداعه بقیش رو برای تهیونگ میفرستم
- مرسی هیونگ
پارت ۱۴
+ چشم مواظب خودت باش
- باشه توهم همین طور بای
+ بای
رفتم توی کلاس و سر جام نشستم
× چطوری
- افتضاح
÷ چرا
^ نگو که
- منحرف بزار حرفم رو بزنم بعد سناریو بساز
^ خب بگو
- من دیشب تولد تهیونگ نیومدم و دلیلشم این بود که خونه عمم دعوت بودم و .....(کل ماجرارو براشون تعریف کرد)
÷ آخی راستی دیروز یونگی گفت میتونه بهمون تقلب برسونه
- چییییی
× اروم یونگی گفت توی گروه معلما سوالات امتحانی دانشگاه رو میزارن که هر معلم سوالات آزمون خودش رو ببینه و یونگی هم گفت میتونه سوالات رو به ما بده
- خوبه
= سلام بچه ها امیدوارم خوب باشید خب ... جئون جونگکوک. جونگکوک غایبه
^ نه استاد اینجاست یکم حالش بده
÷ استاد دیشب اتفاق بدی براش افتاده بود
× استاد میشه بیدارش نکنید به خاطر ما
= فقط همین یه دفعه
یدا: استاد ماهم میتونیم بخوابیم سر کلاس
- استاد من خواب نیستم فقط دیگه هیچ توانی ندارم که حرف بزنم
= میخوای زنگ بزنی والدینت بیان دنبالت
- نه استاد
= درس خوندی
- کمی
= خب جواب بده .... (حالا یه سوالی پرسید )
- ....
= درسته جونگکوک
- من الان میتونم این درس و درس بعدی رو کنفرانس بدم
= مطمئنی جونگکوک
- بله
= بیا
رفتم کنفرانس دو درس رو دادم و رفتم نشستم
= بچه ها زنگ دیگه از همه میپرسم
داد: استاد یه سوال شما مجردین
= خیر من همسر دارم
- معلومه قصدش جدیه ( در گوش جیمین )
= جونگکوک بیا دفترم کارت دارم
- چشم
دنبال یونگی هیونگ راه افتادم که رسیدیم به دفترش
- هیونگ اتفاقی افتاده
= من میخوام تورو برای پرسش انتخاب کنم میدونی که جلسه برای ما گذاشتن و تو از بچه ها پرسش میکنی و اگه هم تونستی درس بده و سوالات رو به بچه ها بده
- چشم
= اینا رو هم بگیر سوالات فرداعه بقیش رو برای تهیونگ میفرستم
- مرسی هیونگ
- ۱.۸k
- ۲۵ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط