Boss Mafias

Boss Mafias
Part:7

همون‌طور که روی کاناپه های خونه نشسته بودن ، داشتن نوشیدنی میخوردن « ماسک لارا نوعی هست که بتونه باهاش غذا بخوره ، هنوز جونگ کوک چهرشو ندیده» لارا پاشو روی میز جلوش دراز کرده بود...

کیم وارد شد...
کیم : خوش میگذره خانم کیم؟ ( عصبی)

لارا پاشو از روی میز آورد پایین ، با ترس و لرز تعظیم کرد..

ـ س.. سلام...ج..جناب کیم
کیم : ببند دهنتو ( عربده)

« کیم که میگم منظورم پدر پدربزرگ لاراست ، پدربزرگ هم پدربزرگ لاراست ، لارا و کل خاندانش از کیم به حدی میترسن که قابل توصیف نیست»

ـ م..من..م..معذرت می‌خوام
کیم : شدی مافیای اصلی خاندانمون که پاتو بندازی رو پات اون زهرماری رو کوفت کنی هااا؟؟( عربده‌)
جونگ کوک: آقای محترم ، شما کی هستی که سر همسر من داد میزنی؟ ( عربده‌)
کیم: به به...آقا داماد...یه بچه سوسولی عین خود لارا( پوزخند)
احمق من کیم بزرگم ( عربده)
کیم: او.. سوهو..( خنده) پسره لوس عوضی ، تو یه بی پدر و مادری چون واقعا هیچ کدومشون رو نداری( خنده)

توی چشمای سوهو اشک حلقه زد..

کیم: گریه کن بچه گریه کن

لارا:کافیه ( عربده) بس کنید..هیچ کس..هیچ کس حق نداره با سوهو بد حرف بزنه( عربده)

کیم جلو اومد و یه سیلی به لارا زد..

ادامه دارد..
لایک: ۲۵
کامنت: ۱۵
بازنشر: ۵

چرا؟ چرا انقدر حمایت ها کمه؟؟ از قلمم خوشتون نمیاد؟؟
دیدگاه ها (۱۰)

Boss Mafias Part:6 ـ چی شد؟سوهو:یعنی لارا برام دخترخاله یا پ...

Boss Mafias Part:4دو هفته گذشته..جونگ کوک روی کاناپه لم داده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط