پدرخوانده

پدرخوانده
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت۲۰
گوشیا که قطع کردم که صدای در اومد برگشتم دیدم یوریه
-به به خانم جئون کجا بودی
+من...
-حرف نمیزنی خب باشه من یه راهی دارم که حرف بزنی
+چیکار...م..میخوای...ب...بکنی
دستش را برد لای موهام وگرفت کشید بردم تو یه اتاق اونجا موهام را ول کرد چراغ را روشن کرد که دیدم به در و دیوار خون هست گذاشتم رو یه صندلی با زنجیر محکم بستم
دیدگاه ها (۲)

پدرخواندهــــــــــــــــــــــــــــــپارت۲۱-خب حالا بگو بب...

پدرخواندهـــــــــــــــــــــــــــپارت۲۲-خب هنوز نمیخوای ح...

پدرخواندهــــــــــــــــــــــــــــــپارت۱۹¢بله ارباب-به ه...

پدرخواندهــــــــــــــــــــــــــــــپارت۱۸صبحویو جونگ کوک...

رمان فیک پارت 9 شرط کامنت 30لایک 3تاج:داشتم کلافه میشدم که ی...

چند پارتی درخواستی پارت ۴ا/ت . خواب بودم که با صدای در زدن ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط