همه را غیر تو ای کاش رها می کردم
همه را غیر تو ای کاش رها می کردم
کاش یک بار فقط کار بجا می کردم
پیش من بودی و من بودم و تو! می بایست
حق چشمان تو را خوب ادا می کردم
در من انگار کسی میل به آغوشت داشت
عقل می گفت حرام است و حیا می کردم
باید از جاده ی زیبای تنت می رفتم
راه را کاش که از چاه سوا می کردم
عطرت افتاد به جانم! تو نمی دانی که
در خیالم چه گذشته ست و چه ها می کردم
دست من بود به خونخواهی عشقت بی شک
عقل را من یک تنه از دل جدا می کردم
کاش یک بار فقط کار بجا می کردم
پیش من بودی و من بودم و تو! می بایست
حق چشمان تو را خوب ادا می کردم
در من انگار کسی میل به آغوشت داشت
عقل می گفت حرام است و حیا می کردم
باید از جاده ی زیبای تنت می رفتم
راه را کاش که از چاه سوا می کردم
عطرت افتاد به جانم! تو نمی دانی که
در خیالم چه گذشته ست و چه ها می کردم
دست من بود به خونخواهی عشقت بی شک
عقل را من یک تنه از دل جدا می کردم
- ۲.۱k
- ۲۵ تیر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط