یه حس مبهم!

یه حس مبهم!
اولین بار که دیدمت
نه شبیهِ اسطوره ی داستانهایی
که مادرم از بچگی در گوشم میخواند بودی،
نه شبیه مردهای هنرمندِ ساز به دوش...
تو فقط شبیه خودت بودی
و همین شبیه خودت بودن،
تو را خاص کرده بود..
دیدگاه ها (۱)

حیدر بابایا سلامبایرام اولوب، قیزیل پالچیق ازرلرناققیش ووروب...

صبح اولدی هر طرفدن اوجالدی اذان سسی!*گویا گلیر ملائـکه لردن ...

یه حس مبهم!خودت که نمی دانی اما به صبح می‌مانی!نگاهت، لبخندت...

یک روز صبح، قبل از اینکه به آینه چشم بدوزی تلفن همراهت را بر...

سـنـاریـو از اعـضـا ☆وقتی عکس های بچگی هاشون رو میبینید☆نامی...

*بیشتر معنیش اینطوری که آرمی داره میگه :جونگکوک تو انیمه دید...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط