یه جا خیلی قشنگ نوشته بود:

یه جا خیلی قشنگ نوشته بود:
من تو رو مثل آخرین روز هفته،
مثل پنج دقیقه خواب بیشتر
مثل یه صبحانه دور همی
مثل بوی نون سنگک داغ
مثل یه فنجان چای گرم
مثل یه کلبه ی چوبی تو دل جنگل
مثل خوابیدن زیر نور ماه و ستاره ها
مثل لبخند زدن به یه بچه
مثل قدم زدن زیر بارون
دوستت دارم
دیدگاه ها (۰)

ܟܿوܢܚ݅ܢ̣ܟܿتܨ رو ܢ̣ߊ‌یܥ‌‌ ܢ̣ߊ ߊ‌ܝ̇ߺܥ‌‌وܟܿتܘ ܣߊ‌ܨ ܭوܥ݆ܭ روزܩر...

اگر از آشپزخانهصدای زمزمه ی آواز زنی شنیده شدآن خانه خوشبخت ...

شمعدانی ها را آب داده امبافه ی گیس هایم را شکافته امدر ایوا...

یه لحظه‌ وقت صرف کن،نه برای خواستن چیزی از خدافقط برای یه تش...

𝒑𝒂𝒓𝒕:¹بارون آروم می‌زد و یونا کنار پنجره نشسته بود. گوشی‌شو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط