چادر به جای کت لباس فرم معلمها کتهای بلند با شلوار بود

چادر به جای کت لباس فرم معلم‌ها کت‌های بلند با شلوار بود . زنگ‌های تفریح کت‌هاشون را در می‌‌آوردند و با بلوز آستین کوتاه وسط حیاط والیبال می کردند . مهدی کلاس چهارم بود . با دیدن این صحنه خیلی‌ ناراحت شد . گفت :" چرا باید این قدر راحت مسائل اسلام را زیر پا بگذارند . می‌خوام ادبشان کنم .
جواد دوید جلو و گفت :" می‌خوای چی‌ کار کنی‌ نکنه دردسر بشه ! " خندید و گفت :" نه ، فقط می‌خوام مجبورشون کنم با چادر برن خونه " .
مهدی چادر‌های نماز خانه را برداشت . رفت بالای پشت بام . آهسته پرید توی حیات . کت‌های معلم هارا بدون این که متوجه شوند برداشت و جای آن چادر گذشت .
بعضی‌ معلم‌ها که نمیتوانستند با این وضع ‌‌ جلوی روستائیان از مدرسه بیرون روند مجبور شدند چادر ها را سر کنند و به خانه روند .

#شهدا
#شهید_مهدی_کازرونی
دیدگاه ها (۵)

پیرمردی تو حرم به جوانی گفت سواد ندارم برام زیارتنامه بخوان....

.#پست_ویژه.ﻧﺴﯿﻢ؛ ﭘﺮﺩﻩ ﯼ ﮔﻬﻮﺍﺭﻩ ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﺑﺮﺍﯼ ﻋﺮﺽ ﺍﺭﺍﺩﺕ ...

ساعت ده یازده شب با سر و صورت خاکی اومد خونه گفتم : " تا شما...

اشک از دیدهء خونبار بیفتد سخت استهر کجا بستر بیمار بیفتد سخت...

بچه ها می خوام از یه مدت دیگه شروع کنم به نوشتن سناریو ✨ می ...

رمان حسم به تو.... فصل2 بعد از دوست شدن

داستان:نفس اخرشخصیت:آت،جونگکوکویو آتبرای خودم تصمیم گرفتم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط