آینه گفت چرا دیر کرده است ، نکند دل دیگری او را اسیر کرده

آینه گفت چرا دیر کرده است ، نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟ / گفتم او فقط اسیر من است ، فقط لحظه ای چند تاخیر کرده است / شاید هوا سرد بوده است ، شاید موعد قرار تغییر کرده است / خندید آینه به سادگیم و گفت : عشق پاک تو را زنجیر کرده است / گفتم درباره عشق من چنین سخن مگوی / گفت : خوابی ! او سالهاست که دیر کرده است / در آینه به خود مینگرم ، آه / عشق تو عجیب مرا پیر کرده است / راست گفت آینه که دیگر منتظر نباش ، او برای همیشه دیر کرده است...
دیدگاه ها (۴)

𝐖𝐞 𝐒𝐡𝐨𝐮𝐥𝐝𝐧'𝐭 𝐇𝐚𝐯𝐞 𝐌𝐞𝐭 𝐀𝐠𝐚𝐢𝐧...𝐁𝐮𝐭 𝐖𝐞 𝐃𝐢𝐝Season²PART⁴⁷(نایون+...

صدای مهیب p16

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25ویو هیونجین اه ات چرا ن...

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

نامجون ساکت شد. یه لبخند کوچیک زد و نگاه کرد به پنجره.نامجون...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟺 | یک قدم نزدیک‌ترروز بعد، ساعت چهار عصر.ا/ت جلو...

نفرتی به نام عشقپارت: 32ات:(نفس نفس) سگ توش. پام سوراخ شد. ک...

پارت دوازدهم | راهی ویلاپارک لارامهمونی کم‌کم داشت تموم می‌ش...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط