دلم تنگ است این شب ها یقین دارم که میدانی

دلم تنگ است این شب ها ، یقین دارم که میدانی

صدای غربت من را از احساسم تو میخوانی

شدم از درد و تنهایی گل پژمرده و غمگین

ببار ای ابر پایئزی که دردم را تو می دانی

میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم

چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته می رانی
دیدگاه ها (۱)

ﻣﺎﻝ ﮐﺴﯽ ﺷﻮ ﮐﻪﻗﺪﺭﺗﻮ ﺑﺪﻭﻧﻪﻗﺪﺭﺩﺍﺷﺘﻨﺘﻮﻗﺪﺭ ﻭﺟﻮﺩﺗﻮﻗﺪﺭ ﺫﺭﻩ ﺫﺭﻩ ﺑﺎﺗﻮ...

پاییز که شد اخراجش کردند رفتگر عاشق را...که برگها را قدم میز...

اگــــــرمـیـخـواهــــــی بــــــه مــــــن تـکـیــــــه کـن...

برو!ترس از هیچ ندارم!وقتی یقین دارم بیشتر از منکسی دوستت نخو...

دلم گرفته و این حال، حال دلتنگی‌استهزار و چارصد و پنج، سال د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط