امشب از غصـه پرم محـرم اسرار که نیست
امشب از غصـه پرم محـرم اسرار که نیست
به مـن بیکس و درمــانده پرستار که نیست
نفـسم حــبس به سینه پـرم از بغض ولی
خسته ام مثل من خسته خودآزارکه نیست
سـرنوشت مـن غمدیده پـر از محنت و درد
در شب ظلمت من مونس ودلدار که نیست
به کدامین گنهم ســوخته بی بال و پـرم ؟
مثل من هیچکس ازبخت طلبکار که نیست
غنچـــه ای پرپرم وعاشــق خــونین جگـرم
عمر من طی شده وفرصت دیدار که نیست
غــم دل با کـه بگــویم درایــن کنج قفس
پـرم از حرف ولی محــرم اسرار که نیست
به مـن بیکس و درمــانده پرستار که نیست
نفـسم حــبس به سینه پـرم از بغض ولی
خسته ام مثل من خسته خودآزارکه نیست
سـرنوشت مـن غمدیده پـر از محنت و درد
در شب ظلمت من مونس ودلدار که نیست
به کدامین گنهم ســوخته بی بال و پـرم ؟
مثل من هیچکس ازبخت طلبکار که نیست
غنچـــه ای پرپرم وعاشــق خــونین جگـرم
عمر من طی شده وفرصت دیدار که نیست
غــم دل با کـه بگــویم درایــن کنج قفس
پـرم از حرف ولی محــرم اسرار که نیست
- ۵۲۷
- ۲۲ بهمن ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط