عشق و نفرت ...

عشق و نفرت Part 2

ویو یونگی :
به حرف هاشون گوش دادم یعنی آت دختر کیم و خواهر تهیونگه خواهر دشمن خونیم پس باید حسابی سرش تلافی کنم سرش..

ویو آت :
حوصلم سر رفت دلم واسه دوستای مدرسه قبلیم تنگ شده بود که چهار تا از دخترا اومدن پیشم
+ سلام من یونا و اینا یوری ، سوا ، بورام هستن میای دوست بشیم
آت: سلام خوشبختم ، باشه
و با دخترا رفتیم کلی حرف زدیم صمیمی شدیم

ویو یونگی:
توی این فکر بودم چجوری کارش رو سرش تلافی کنم که با دیدن اینکه اون با دخترا یه فکری به سرم زد
ولی به دوستم جیمین کراش کل دخترای مدرسه نیاز داشتم برای اینکار

یونگی : جیمین
جیمین : سلام کن اول
یونگی : سلام
جیمین : خب چیه حالا
یونگی : می خوام توی کاری کمکم کنی
جیمین : خب باشه چی هست حالا
یونگی : می خوام مخ اون دخترای کنار
آت رو بزنی و بهشون بگی که آت رو ببرن یه استخر و بعدش رو بهت میگم
جیمین : چی..چرا خب
یونگی : راستش می خوام از آت انتقام بگیرم
جیمین : باشه میرم سراغ دخترا
یونگی : مرسی
جیمین : هیونگ بعداً برام موچی میگیری ها
یونگی : باشه
( و جیمین رفت پیش دخترا )
جیمین : یونا میشه بیای کارت دارم
یونا : حتماً ( دست پاچه )
یونا و جیمین رفتن
جیمین : راستش ازت یه درخواست دارم میشه برام انجامش بدی
یونا : معلوم که انجام میدم ، اما چه درخواستی اوپا ؟
جیمین : میشه با آت برید به استخر و به دلیل لباس عوض کردن تو یه اتاق ولش کنید
یونا : چ.چی؟...چرا آخه
جیمین : اگه این کار رو بکنی میتونیم اون موقع باهم قرار بزاریم یونا
یونا : خب باشه اما دلیلش چیه؟
جیمین : یونگی میخواد از آت انتقام بگیره
یونا : چ.چ.چی ( نگرانی )
جیمین : مثل اینکه دلت نمی خواد دوست دخترم شی
ویو یونا :
با شنیدن اون حرفش بدون هیچ فکری قبول کردم هر چند دلم نمی اومد آت رو اذیت کنم
یونا : نه ، می خوام
جیمین : پس کارت رو خوب انجام بده و فردا بعد از اینکه آت رو تنها گذاشتین موقع برگشت می‌تونه اولین قرار مون باشه
یونا : باشه
( یونا از پیش جیمین دوبار رفت پیش دخترا )
سوا : جیمین چیکارت داشت ؟
یونا : هیچی درباره یکی از درس ها سوال پرسید
یونا : آت دخترا فردا که کاری نداریم باهم چهار نفری بریم استخر
آت : آره بریم
و زنگ آخر به صدا درآمد
و به سمت خونه حرکت کردم تو کل راه به این فکر میکردم که چقدر خوش شانسم که همچین دوستایی پیدا کردمخیلی خوشحال بودم که تنها نیستم و رسیدم به خونه با خستگی تمام لباس هامو عوض کردم تکلیفم هام رو نوشتم و نهار خوردم و مستقیم خوابیدیم تو تخت...
ادامه دارد...
خیلی قراره خوب شه پس حمایت کنید🙏🏻
دیدگاه ها (۳)

عشق و نفرت Part 1 ویو آت :ساعت 5 صبح ب...

عاشق این آهنگم تا ابد ❤️

p5ات ویو رسیدیم محل مهمونی چند تا خدمتکار برای تزیین خونه او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط