همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود"هست...!

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود"هست...!
یک کم کنجکاوی پشت"همین طوری پرسیدم"هست...!
قدری احساسات پشت"به من چه اصلا" هست..!
مقداری خرد پشت"چه میدونم" هست...!
و اندکی درد پشت"اشکالی نداره"هست...!
دیدگاه ها (۶)

part 7

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 رمان: «گردنبند آرزوها»✨ یه خلاصه کوچولو...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت سوم(فردا صبح)و...

رمان دخت من

سه روز از اون شب گذشته. سه روز که توی خونه مثل دو تا غریبه ز...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

سیلام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط