مثل تن خسته‌ای

مثل تن خسته‌ای
که خواب می‌خواهد؛
آنقدر خسته‌ است، جانم
که مرگ می‌خواهم...

#علی_سید_صالحی
دیدگاه ها (۱)

به گردون می‌رسد فریاد یارب یاربم شب‌هاچه شد یارب در این شب‌ه...

‏أفرغ غضبی بالنوم مهما کان سبب زعلی النوم دائمًا یکون الضحیة...

در اندرون من خسته دل ندانم کیستکه من خَموشم و او در فغان و د...

شبان آهسته می گریمکه شاید کم شود دردمتحمل می رود اماشب غمسر ...

‌«آری خستــه‌ام‏و به نرمی لبخــند می‌زنــم بر خــستگی،‏که فق...

خواب دیدم؛سربازِ جسوری بودی.در خشابِ تفنگت، شعر بود؛باز بارا...

با اجازه مادر سادات رخت عزای پسرش را نه از جان بلکه از تن در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط