نمی توانم نامت را در دهانم

نمی توانم نامت را در دهانم
و تو را
در درونم
پنهان کنم... گل با بوی خود چه می کند؟
گندمزار با خوشه اش؟
طاووس با دمش؟
چراغ با روغنش؟
با تو سر به کجا بگذارم؟
کجا پنهانت کنم؟

وقتی مردم،
تو را در حرکات دست هایم،
موسیقی صدایم
و توازن گام هایم
می بینند...
دیدگاه ها (۸)

تا شهریور روزهای سبزش را در تقویم ، می گُذرانَد ، تو هم بیا...

+ : گفت عشق نه!بیا تا همیشه "دوست" بمانیم دستش را رها کردم- ...

پلیس هاتمام جیب هایم را گشتندکیفم راماشینم رااما دلیلی برای ...

حاَجـے مِیدونےنَمڪ نَشناس ڪیہ؟یڪےهَمونیہ ڪہ بہ لُطف تو بہ او...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط