من و دل خطا نکردیم، تو خودت گواه بودی

من و دل خطا نکردیم، تو خودت گواه بودی
تو همیشه در سرای، دل بی گناه بودی

مگر از دلم چه دیدی؟ به جز از وفا و مهرت
تو که در دیار مستی، ز تبار ماه بودی

من و دل اسیر زلفت، و تو از نسیم سرخوش
مگر ای سیاه مژگان، تو پی گناه بودی!؟

زده ام به سیم آخر، که رسد به نور ماهت
من و بغض این گلو را، تو شبِ پناه بودی

دل من گرفته از بس، که تو را ندیده چشمم
بده بوسه ای به باران، که شمیم راه بودی
دیدگاه ها (۱۸)

دلم دوری نمی‌خواهدز رویت خنده میخواهدبه خوابم روی ماهت راز د...

چرا بدون من چنین تو بی بهانه می روی؟به پیش چشمِ عاشقم به بیک...

شب هجرانت ای دلبر، شب یلداست پنداریرخت نوروز و دیدار تو عید ...

ای دل ,غریب و بی پناهم یار من باش درکوچه های بی کسی دلدار من...

این همه آشفته حالیاین همه نازک خیالیای به دوش افکنده گیسواز ...

به تو دل بستنم اشتباه بود ، سهم من از امروز ، تاوان اشتباهات...

به تو دل بستنم اشتباه بود ، سهم من از امروز ، تاوان اشتباهات...

مرادوش گویی به خواب آمدیبه کف کرده جام شراب آمدیکنون هست جان...

از آن روزی که نوشیدم زجام عشق تومستم به جز شیدایی ای دلبر نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط