کودک که بودم

کودک که بودم
گمان میکردم
سردتر از بستنی چیزی وجود ندارد...

حال که فکر میکنم
میبینم سرد تر از بستنی،
قلب آدمهاییست
که تا میفهمند دوستشان داریم،
ما را ترک میکنند...!
دیدگاه ها (۴)

somewhere

^فیک جونگکوک^(پارت‌آخر)

.جمعه ها آدم حس و حال عجیبی پیدا میکند!شاید کمی بغلی و بهانه...

★彡   Part 26 彡★ وارد اتاقم که شدیم، با گرمای شدید مواجه شدم....

#میشه_خورشید_من_بشی؟جونگین/سوآپارت: ۱اصلا فکرشم نمیکردم که ک...

نیو زارتتتتتتتتتتت

#Escape_from_death_April29 #admin_yoki #part5به عکسی که به س...

رئیس دوست داشتنی من پارت ششم من درسرکار بودم و کار میکردم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط